اینجا موفقیت...

 

 

 

 

+ movafagh bashin :)

+ تاريخ دوشنبه ۱۳٩٤/۱/۱٧ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ نويسنده Zeynab نظرات ()

 

 

 

 

 

+ishalla hamegi PiroOz O movafagh bashin

Ba Arezooye Saadat Va salamati

Dar tamame marahele Zendegi:)

 

by :Zeynab:)

 

 

+ تاريخ دوشنبه ۱۳٩٤/۱/۳ساعت ٩:٢٩ ‎ق.ظ نويسنده Zeynab نظرات ()

از زمستون خواهشمندم :



این قد ادای تابستون رو در نیاره!



خودت باش عزیزم ...

هیچ دقت کردین میوه های بهار و تابستون همه لباس نازک تنشونه

مثل توت فرنگی، البالو، گیلاس، زرد آلو...

اما میوه های زمستون کاپشن و اورکت پوشیدن

مثل پرتقال و نارنگی،

 کیوی که لباس پشمی پوشیده

انار هم که دیگه پالتو چرمی تنشه

+ تاريخ سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱۱/٧ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ نويسنده Zeynab نظرات ()

1- یکی از همکارانتان استعفا داده و کارش بلا فاصله به شما پیشنهاد میشود .برداشت شما چیست؟

 

الف) آنها بالا خره متوجه لیاقت من شدند و سخت کوشی من نتیجه داد.(6)

ب) تصور نمیکنم چندان موقعیت شغلی وی جالب توجه ومهم باشد.(4)

ج) امیدوارم بتوانم از عهده آن برآیم.(10)

 

2- موفق به ارایه طرحی میشوید که میتواند هزینه ها را در بخش شما تا 30%کاهش دهد.اما هیات مدیره به دلیل اشتباهی که در محاسبات انجام داده اید آن را رد میکند.شما:

الف)خجالت زده میشوید وقول میدهید آن را تصحیح کرده و مجددا ارایه نمایید.(10)

ب) از شدت ناراحتی جز محکومیت خود راه به جایی نمیبرید.(6)

ج) احساس میکنید مورد تمسخر واقع شده و همه شما را فردی بی فکر میدانند.(4)

 

3- رئیستان شروع کار بر روی طرحی را اعلام میکند که شما هم دوست دارید جزء آن باشید.شما

الف) منتظر میمانید ببینید آیا او خودش شما را انتخاب میکند یا نه.(6)

ب) سعی میکنید در هفته پیش رو با چند ساعت اضافه کاری نظر او را جلب کنیدو امید دارید او متوجه شود.(4)

ج) از او وقت میگیرید تا به او بگویید که تا چه اندازه مشتاق شرکت هستید(10)

 

4- سال گذشته پیشنهاد شما در مورد نحوه بازاریابی مورد قبول بخش مورد نظر قرار گرفت. امسال نیز رئیس بخش از شما ایده های جدید خواسته است. وشما

الف) نگاهی به طرح گذشته انداخته وبرخی قسمت های آن رامطابق روز میکنید.(6)

ب) طرح گذشته رادرنظرگرفته و سعی میکنید طرحی کاملا متفاوت ارائه دهید.(10)

ج)طرح سال گذشته را بررسی میکنید و بدون داشتن افکاری جدید فقط نگران آن هستید که آیا تا آن حد خوش شانس هستید که دو سال دریک قسمت برنده شوید.(4)

 

5- به نظر شما یک رئیس کیست؟

الف) یک همکار با تجربه که چیزی برای یاد دادن به شما دارد.(10)

ب)یک فرد عالی رتبه و با قدرت که چنانچه شما قواعد بازی را درست بدانید میتواند در پیشرفت شما سهیم باشد(6)

ج) شخصی که قدرت استخدام و یا اخراج کردن را دارد. هر کسی که بخواهد به خصوص شما را.(4)

 

اکنون امتیازات خود را جمع زده و با موارد زیر مقایسه کنید

*برید ادامه مطلب*

 

 


ادامه مطلب
+ تاريخ شنبه ۱۳٩۳/٩/٢٩ساعت ۱٢:٢٧ ‎ب.ظ نويسنده Zeynab نظرات ()
روزی بهلول از مسجد «ابوحنیفه» می‌گذشت، دید خطیب مردم را موعظه می‌کند. ایستاد و به سخنانش گوش داد. او می‌گفت: جعفربن محمد عقیده دارد که کارها با اختیار از بندگان، در صورتی که آنچه از بندگان انجام می‌دهند خواست خداست و انسان از خود اختیاری ندارد. دیگر این که در روز قیامت شیطان در آتش می‌سوزد و حال آن که شیطان از آتش آفریده شده است و آتش هم جنس خود را عذاب نمی‌کند.

دیگر این که خداوند موجود است؛ ولی نمی‌شود او را دید، در صورتی که این دروغ است و هر موجودی دیدنی است.

آنگاه بهلول کلوخی از زمین برداشت و سر خطیب را هدف گرفت و آن را شکست و خون جاری شد، سپس فرار کرد. خطیب نزد خلیفه آمد و از بهلول شکایت کرد.

خلیفه دستور داد بهلول را بیاورند و چون بهلول حاضر شد به او گفت: چرا چنین کردی؟

بهلول گفت: علت را از خود وی سوال کنید. او می‌گوید: بندگان اختیاری ندارند و همه کارها به دست خداست. اگر اعتقاد او چنین است پس سر او را خداوند شکسته و من تقصیری ندارم.

او می‌گوید: جنس از هم جنس خود متاثر نمی‌شود و عذاب نمی‌بیند وقتی انسان از خاک است چرا باید از همجنس خود متاثر و ناراحت شود؟

او معتقد است که هر موجودی باید دیده شود. خلیفه از وی سوال کند که آیا این درد که او از این زخم احساس می‌کند دیده می‌شود؟! این را گفت و از نزد خلیفه رفت.
+کارام هنوز تموم نشده،التماس دعااااااقلب
+ تاريخ جمعه ۱۳٩۳/٩/٧ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ نويسنده Zeynab نظرات ()